محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
347
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و عدهاى ديگر . امير المسلمين پيش از آنكه اقدام به لشكركشى كند سند حكام شرع و تأييد اهل رأى را به دست آورد . بايد يك عامل ديگر را نيز به اين عوامل اضافه كرد و آن شوق طبيعى جهانگيرى است كه در دل هر زعيم سلحشور زبانه مىكشد . ترديد نمىتوان داشت كه يوسف و امرا و اصحاب او مردمانى بدوى و صحرانشين بودند ؛ بنابراين به خاطر وفور نعمت و خوشى آب و هوا و آنهمه زيبايى كه در اندلس ديده بودند ، از آنجا دل نمىبريدند . از اينرو روايات نيز از طمع يوسف در شبه جزيرهء اندلس و علاقهء او به تصرف آن سخن مىرانند . گويند روزى به ياران خود گفت : مىپنداشتم كه من نيز صاحب مملكتى هستم . چون اين بلاد ( اندلس ) را ديدم مملكتم در نظرم حقير آمد . « 11 » همهء اين عوامل دستبهدست هم دادند و يوسف را به فتح اندلس برانگيختند ؛ عواملى كه علاوه بر شدت وضوح رواياتى را نيز در تأييد خود دارند . ولى مىتوانيم عامل ديگرى را كه روايات اسلامى متوجه آن نشدهاند بر مجموع اين عوامل بيفزاييم كه شايد براى دستگاه فرمانروايى مرابطون از اهميت بسيارى برخوردار بوده است . اين عامل ، عامل دفاعى و استراتژى است . بدين معنى كه در اولين وهله يوسف دريافت كه دولتهاى ناتوان و زبون طوايف با آن فرمانروايان راحتطلب و فرومايه نمىتوانند از خود دفاع كنند و اگر او از اندلس خود را به يكسو كشد ديرى نخواهد پاييد كه به دست پادشاه قشتاله خواهد افتاد . و بر يوسف كه يك سپاهى كارديده بود ، پيوستگى دفاعى و استراتژى ميان دو ساحل دريا يعنى مغرب و اندلس پوشيده نبود . او مىدانست كه افتادن اندلس به دست مسيحيان معنى ديگرى جز سقوط جناح دفاعى مغرب در ناحيهء شمالى نخواهد داشت و نتيجهء آن جز اين نيست كه چون اسپانياى مسيحى نيروى خويش بازيابد بلاد مغرب را در اين سوى آب مورد تهديد قرار خواهد داد و بدين دليل بود كه به تصرف اندلس همت گماشت تا آنجا را از خطر سقوط برهاند ؛ آنگاه وضع دفاعى آن را استحكام بخشد تا بتواند نهتنها خود را از تجاوز مسيحيان حفظ كند بلكه از مغرب هم در برابر چنين تجاوزى دفاع نمايد . امير المسلمين فراموش نكرده بود
--> ( 11 ) . المراكشى : المعجب ، ص 74 . رجوع كنيد به ابن خلكان : وفيات الاعيان ، ج 2 / ص 40 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 163 . المقرى : نفح الطيب ، ج 2 / ص 533 .